نگاهی به پشت سر
......ترا به زلالی اشکها قسم میدهم
.....ترا به قطرات این آلاله ها قسم می دهم
......به مهربانی کبوتران قسم
.... قدری آهسته تر برو !نگاهی به ترک پاهایم
و به بی کسی دستان لرزانم
و کوله بار پر از تنهاییم
......گویی تو اصلاً صدای مرا نمی شنوی
و بی آنکه توجهی کنی روی زمین می لغزی
و با هر قدم که برمیداری فرصتها
و لحظه ها را محدودتر می کنی
........... لحظه ای سکون.....ای عمر کوتاه با توام ....
م.ف
و از او تقاضای کمک کرد و هر بار از ملا چیزی گرفت.
روز چهارم ملا نصرالدین دید که باز در میزند ،
رفت پشت در و با صدای بلند پرسید: کیه ؟
گدا گفت : مهمان خدا !!!
ملا نصرالدین در را باز کرد و دست گدا را گرفت و بردش
مسجد و به او گفت : پدر جان ! خانه خدا اینجاست ،
توی این سه روز هم اشتباهی آمده بودی..
مرد ثروتمندی از دنیا رفت.
روز تشییع جنازه ، ملا به دنبال جنازه حرکت
میکرد و با صدای بلند گریه میکرد.
یکی از عابران از او پرسید :
جناب ملا ،ایشان با شما نسبتی داشتند؟
ملا با ناراحتی گفت :
چون ایشان هیچ نسبتی با من ندارند
اینگونه ناراحت هستم.
دریا
با اینکه غمی در وجودم رخنه کرده
ولی دلم نمی خواهد از آن سخن بگویم.
انگار برایم آینده ای وجود ندارد
و هر چه هست گذشته ایست
که دائماً تکرار میشود و پایان می پذیرد.
با اینکه اقرار به شکست برایم سخت است
ولی میگویم و باز می گویم که من شکست خوردم
در چیزی که بارها تکرار کرده ام .
حال که به گذشته فکر میکنم
از حماقت خودم گریه ام میگیرد.
نمی دانم چرا انسان تا این حد بیفکر آفریده شده؟
یا شاید ما انسانها نمی خواهیم در هیچ مورد فکر کنیم .
کاری را انجام میدهیم و چندساعت بعد
نادم وپشیمان به کنجی می خزیم و در نا باوری
اشکهایمان را پنهان میکنیم .
یک اشتباه را چندین بار تکرار می کنیم
و بعد رجز توبه را سر میدهیم
ولی دوباره آنرا انجام میدهیم........
از کی بگم؟
با کی بگم؟
دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است
شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است
کوه ناهموار را هموار کردن سخت نیست
حرف ناهموار را هموار کردن مشکل است
دل خرابه .....چه خرابی............
جای آبادی نمونده
خیلی وقته دل تنگم نغمه شادی نخونده
----------------------------------------------
خدا
خدا
خدا
کمکم کن
کوچیکم بزرگم کن
نادونم آگاهم کن
خوابم بیدارم کن
خسته ام درمونم کن
غمگینم تو شادم کن
گریونم تو نوازشم کن
ناامیدم تو امیدوارم کن
شکسته دلم تو تیمارش کن
خدا
خدا
خدا
تنهام ، البته وقتی به یادت نباشم
یکی میگفت تنهایی خوبه
گفتم جدی؟
گفت اگه تنهایی بد بود که خدا تنها نبود.
موندم چی بگم
دل که رنجید از .............
خدایا تو عاشق بودن را به من بیاموز
خود چگونه عاشق شدن را خواهم آموخت.
اون آقایی که شبا
رد میشد از کوچه ما
کیسه به دوش کو؟
ردپای پر خراش بی خروش کو؟
اون آقای خرقه پوش کو؟
کجاست اون اقا که پینه های دستاش
مرحم دلای ما بود
نفس سبز نیگاهش همیشه
حلال مشکلای ما بود
میشه یک بار دیگه سر بزنه
به خونه ی ما؟
بگیره نشونی از غربت
بی نشونه ما؟
موهای آقا سفیده
جوونا
کیسه رو از آقا بگیرید
قامت آقا خمیده
جوونا کیسه رو از آقا بگیرید
جوونا آقا بشین
زنده کنین رسم جوون مردی رو امشب
یتیما منتظرن
زنده کنین شیوه شب گردی رو امشب
یتیما پشت درای خونشون
منتظر آقا نشستن
گوش به زنگ تق تق
یه جفت صدای پا نشستن
موهای آقا سفیده
جوونا کیسه رو از آقا بگیرید
قامت آقا خمیده
جوونا کیسه رو از آقا بگیرید
السلام علیک یا ابوالفضل العباس
به امید روزی که توی بین الحرمین
آخرین نفس رو بکشم